تبليغاتX

~*~*´¨`*•.ღ*~دفترعشقِ غريبه~*~ღ.•*´¨*~*~

**من هستم و اين سكوت غم انگيزي كه به آن عشق ميگويند**

كجاست دستي كه مرا ياري كند

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

نوشته شده توسط غریبه در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 11:55 PM | لینک ثابت |

با تو شبهام پرِستارست

فصل تولدي دوبارست

دوست دارمت واسه هميشه

هيچكسي مثل تو نميشه

وقتي كه ميگي اينجا بمون

پر ميكشم تا به آسمون

از خوشي پر ميشه قلبامون

غم ميره از دلو دنيامون

واي بخون عشقو از توي چشمام

از شب قصه ها بگو برام

گرمي دستهاي تو رو ميخوام

تو رو ميخوام تورو ميخوام توروميخوام

واي اگه گم بشي پيدانشي

از خودم از دلم جدابشي

شب بشه روز بشه تو نباشي

تو رو ميخوام تورو ميخوام توروميخوام

دستاي تو ساحل عشقه

دنياي من باتو  بهشته

انگار يكي ميون قلبم

اسم قشنگت رو نوشته

خنده ي تو چه عاشقونست

بوسه ي ت چه بي بهونست

ديدن تو مثل يه روياست

فرصت شاديو تقلاست

واي بخون عشقو از توي چشمام

از شب قصه ها بگو برام

گرمي دستهاي تو رو ميخوام

تو رو ميخوام تورو ميخوام توروميخوام

نوشته شده توسط غریبه در جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 10:40 PM | لینک ثابت |

نخستین بوسه های ما . . بگذار
 ღ
یادبود آن بوسه ها باد
 ღ
که یاران
 ღ
با دهان سرخ زخم های خویش
 ღ
بر زمین ناسپاس نهادند .
 ღ
عشق تو مرا تسلا می دهد .
 ღ
نیز وحشتی
 ღ
از آن که این رمه آن ارج نمی داشت که من
 ღ
تو را ناشناخته بمیرم ............
ღღღღღღღღღ

نوشته شده توسط غریبه در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 2:25 PM | لینک ثابت |

ستاره ها امشب چه غمگین و ماه چقدر پریشان و خورشید در آسمان پر نمی زند.

عزیزی روی زمین ٬روی بلندای هفتم کنار ایوان رو به زندگی٬ بازدر به روی همه بسته در

 

 غمی فکور گوشه ای نشسته

با چشمان اشکبار رو به آسمان ٬گاه درون خویش زانو بغل گرفته٬

 

ساکت و آرام با وجودی پر از کسی

خالی از دیگران و هر کسی آهسته ٬آهسته جان می دهد.

 

 

نوشته شده توسط غریبه در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 0:20 AM | لینک ثابت |

     

پاشو كه وقت نداريم شب كوتاهه                

يه دقيقه رو حروم نكني صبح تو راهه       

بيا چشماتو ببند باز كن تو بخند نازكن         

تو آسمون دل من تو پرواز كن                

تو يك نگاه تو شدي تكيه گاه                       

ميدونم كه خدا تورو به من هديه داد            

دلمو بردي حالا صبركن نرو كجا                

بياو بمون ديگه پيشم بابا توروخدا                

يدفعه نري جداشي بايد منو تو ماشيم                

به هم انژي بديمو پرازاقتدارشيم                   

اره جملموباتو تموم ميكنم                           

همه ي عمرمو باتو سركنم بازم كمه             

لحظه لحظه هامو با تو سر كنم بازم كمه         

خورشيدو ماه ستاره ها رو با تو دوست دارم   

ابراي اسمونو بارون رو باتو دوست دارم      

دوست دارم سر بذارم رو شونه هات خوابم كني

دوست دارم سپيده دم با بوسه بيدارم كني         

 

   واسه رسيدن به تو منم بد سرسخت              

حتي اگه فاصله ها باشه صد فرسخ               

پس اشتباه نكن و منو از دست نده                 

هرگز دست برنميدارم دست از سرت           

دوري من ازتو حالا هست مسئله  

 

عشق من

 

نوشته شده توسط غریبه در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 10:9 PM | لینک ثابت |

بي تو،مهتاب شبي،باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم،خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدارتو لبريز شداز جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

درنهانخانه ي جانم،گل ياد تو درخشيد

باغ صدخاطره خنديد،

عطر صد خاطه پيچيد:

يادم آمدكه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم

پرگوشوديم ودر آن خلوت دل خواسته گشتيم

ساعتي برلب آن جوي نشستيم.

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه،محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف وشبي آرام

بخت خندان وزمان رام

خوشه ي ماه فرو ريخته در آب

شب و صحرا و گل  وسنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد ،تو به من گفتي:

((از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب،آيينه ي عشق گذران است

توكه امروز نگاهت به نگاهي نگران است;

باش فردا،كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني،چندي از اين شهر سفر كن!))

باتو گفتم)):حذر از عشق!؟ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم

نتوانم!

روز اول،كه دل من به تمناي تو پرزد،

چون كبوتر،لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي،من نه رميدم،نه گسستم...))

باز گفتم كه)) :تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم،نتوانم!))

اشكي ازشاخه فرو ريخت

مرغ شب،ناله ي تلخي زد وبگريخت...

اشك در چشم تو لرزيد،

ماه برعشق تو خنديد!

يادم آيد كه:دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم.

نگسستم،نرميدم.

رفت در ظلمت غم،آن شب و شب هاي دگر هم،

نه گرفتي دگر ار عشق آزرده خبر هم،

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم...

بي تو،اما،به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

 

نوشته شده توسط غریبه در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 4:46 PM | لینک ثابت |

 

میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر و زن بر همه مادران و

 زنان مخصوصا مادر عزیز خودم تبریک می گویم.

 

نوشته شده توسط غریبه در چهارشنبه پنجم تیر 1387 ساعت 1:21 PM | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
من , يه غريبه
فهرست اصلی
پیوندها
امکانات



آمار وبلاگ

در کل


آمار وبلاگ





آمار وبلاگ

در کل


JavaScript Codes